پایگاه شناخت مدعیان دروغین مهدویت

فضایی آرام و علمی بر مبنای عقل و اندیشه برای شناخت جریانهای انحرافی و غلاتِ مدعی بابیت و مهدویت (شیخیه، بابیت، بهائیت و احمد الحسن)

پایگاه شناخت مدعیان دروغین مهدویت

فضایی آرام و علمی بر مبنای عقل و اندیشه برای شناخت جریانهای انحرافی و غلاتِ مدعی بابیت و مهدویت (شیخیه، بابیت، بهائیت و احمد الحسن)

آخرین نظرات

  • ۱۴ خرداد ۹۸، ۱۲:۱۴ - سید محسن جوانمردی
    تشکر ...

ادعای رجعت حسینی بهاء، نماد بی هویتی بهائیت

يكشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۹، ۰۵:۰۴ ب.ظ

بی هویتی، یکی از معزل های جدی در جریان بهائیت است که سران این جریان برای جبران این نقیصه، پیوسته در پی الگوگیری از دیگرانند، اعم از ادیان، مذاهب و اشخاص.

در طول زندگی، افراد بسیاری را دیده ایم که در پی تقلید از دیگران هستند و پیوسته سعی می کنند خود را به دیگران نزدیک کنند؛ گاهی با الگوگیری از ظاهر و لباس، هنگامی با تقلید صدا و لهجه و زمانی با ادعای القاب و جایگاه و ویژگی.

اگر به تزئینات فروشی خودروها سری زده باشید، مارکها و لوازم بسیاری را برای فروش به کسانی آماده کرده اند که از مدل یا ظاهر خودروی خود ناراضی هستند و می خواهند یک برند دیگری داشته باشند یا نواقص خودروی خود را پنهان کنند، برای نمونه آرم پراید را بر می دارند و آرم فولکس می چسبانند؛ آرم سمند را بر می دارند و آرم بی ام دبلیو می زنند. آر دی را شبیه پژو می کنند و ... ؛ چرا؟ چون از آن چه هستند، ناراضیند. دوست دارند که بالاتر باشند، ولی توانش را ندارند.

این مثال، یک بعد مادی است که صحبت از آن فضای دیگری می طلبد؛ ولی آنچه در اینجا به آن می پردازیم، جبران کاستیهایی است که برخی با تشبیه خود یا انتساب خود به بزرگان یا ادعای جایگاه آنان رفم می زنند؛ برای نمونه شخصی سالها در درس یکی از بزرگان شرکت می کرد و پیوسته ظاهرش را شبیه آن بزرگ می ساخت و در کنار ایشان حاضر می شد و پای منبرش بود و چهره آشنای تصاویر آن عالم بود. به یکباره غائب شد؛ پس مدتی روشن شد که در شهری خود را جای آن بزرگ جا زده و دفتر راه انداخته و کاسبی می کند. همچنین با یک جستجوی ساده در اینترنت سیدی را خواهید دید که سالها پیش خود را شبیه سید حسن نصر الله کرده بود و خود را به جای او جا می زد.

این بی هویتی یا نارضایتی از خود، در میان سران فرق به شدت رواج دارد و دلیلش آن است که مدعیان دروغین پیوسته در پی جذب هستند و چون جاذبه حقیقی ندارند، به جاذبه های کاذب یا الگوسازی از جاذبه های حقیقی روی می آورند؛ مثلا بحث منجی در همه ادیان الاهی وجود دارد و همه انسانها کم و بیش به آن اعتقاد دارند؛ کسانی چون غلام احمد قادیانی، علی محمد شیرازی (باب)، حسین علی نوری (بها) -البته نه برای خود، بلکه برای علی محمد شیرازی- و احمد بصری و خراسانی و ... از این باور پاک سوء استفاده کرده و ادعای آن جایگاه را مطرح کرده اند. این گونه افراد از ابتدای تاریخ بشریت بوده و تا روز قیامت هم خواهند بود، زیرا هر اصلی، تقلبی هم خواهد داشت، همچون اسکناس هزار تومانی که متقلبان، جعلی آن را می سازند و هیچ عاقلی هفتصد تومانی جعلی نمی سازد، زیرا وجود خارجی و جاذبه ای ندارد.

البته روشن است که این ادعاها حقانیت و جذابیت این جایگاه ها همچون مهدویت را ثابت می کند که اگر دروغ بود یا جاذبه نداشت، کسی از ظرفیت آن برای مطرح کردن خود استفاده نمی کرد؛ همانگونه که بسیاری، در انتخاباتها با سوء استفاده از ظرفیت برخی اشخاص، انتساب به بعضی از بزرگان و اعتقادات مردم و ... در پی تبلیغ خود و جذب رأی هستند.

همانگونه که گذشت، این واقعیت را در همه فرق انحرافی می بینیم، از اسماعیلیه که با انتساب دروغین امامت به اسماعیل بن جعفر آغاز شد و تا امروز ادامه دارد تا قادیانیه و شیخیه و بابیت و بهائیت و یمانی و خراسانی و ... که همگی خود را به یکی از مقدسات مردم یا منتسبین به آنها، منتسب کرده اند.

جالب است که دست به نوآوری هم نمی زنند؛ البته این هم دلیل دارد، زیرا نوآوری، علاوه بر زحمتِ ایده پردازی، مشقتِ جاذبه سازی هم دارد، ولی ادعاهای مقبول یا انتسابها پذیرفتی راه میانبری است که زود بازده است.

با این مقدمه به ادعای رجعت حسنیی حسین علی نوری می پردازیم:

رجعت حسنیی

در منابع بهائی آمده است که: «بهاءالله روزی در کربلا با شیخ حسن زنوزی ملاقات فرمودند و حقیقت نورانیه خود را به او آشکار نمودند و این مژده‌ای بود که حضرت اعلی به شیخ حسن داده بود... اگر حضرت بهاءالله شیخ حسن را منع نفرموده بودند، از شدت اشتعال و کثرت انجذاب، ندای ظهور موعود را اعلان می‌نمود و بشارت رجعت حسینی را به مردم می‌داد».(1)

جایگاه موعود نزد همه ادیان روشن است، ولی چرا حسینعلی نوری از رجعت (بازگشت) حسینی (امام حسین(ع)) سخن می گوید؟ روشن است؛ او در جامعه ای سر برآورده که چهارده قرن است عزادار امام حسین (ع) هستند و او را سید و سالار شهیدان می دانند و قلبشان مملو از عشق و محبت اوست، ازاین رو حسینعلی نوری با بهره گیری از تشابه اسمی خود با این امام همام، سعی بر مصادره به مطلوب دارد.

چه ظرفیتی بالاتر از امام حسین(ع) برای شیعیان که نامش با مظلومیت آمیخته است و یادش اشکها را روان می سازد و تربتش عزیزترین و ارزشمندترین سوغات زائران مضجع شریفش است. زیارتش به اندازه ای محبوب بوده و هست که در زمان متوکل عباسی، زائران مشتاقانه برای زیارت امام حسین علیه السلام، دست و جان می دادند؛ آنگونه که آمده است: «متوکل دستور داد زیارت قبر امام حسین‌‌(ع) به شرط قطع دست راست‌‌، آزاد است! در ‌اندک زمانی صف مشتاقان زیارت با وجود این شرط نیز طولانی شد».(2)

بی هویتی چون حسینعلی نوری که پدرش منشی دربار قاجار بود و خودش شیفته علی محمد شیرازی، می بایست با تلمذ در مکتب بابیت، از رجعت حسینی سخن براند و اینگونه برای خود کسب آبرو کند، هر چند مریدانش پس از تبعید به عراق، به شمع دزدی و سرقت کفش زائران حرمین شریفین کربلا رو آوردند؛ آنگونه که شوقی افندی، نوه عباس افندی (پسر حسین علی نوری) می نویسد: «شب‌هنگام که ظلام دیجور پرده بر اعمال منقور آن‌ها می‌کشد، دستار از سر زوار متمکن برداشته کفش‌های آن‌ها را سرقت نمایند و از حرم مطهر حضرت سید الشهداء شمع‌ها و صحایف را بردارند و جام‌های آب را از سقاخانه‌ها بربایند.»(3)

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که سران بهائیت چه شاخصه و ویژگی ای دارند؟
چرا پیوسته از اسلام کسب آبرو می کنند؟
چرا به آیات قرآن استناد می کنند و روایات اسلامی را شاهد می آورند؟

چرا کتاب ایقان مملو از آیات قرآن و روایات پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) است؟
چرا وقتی در صدور احکام عاجز می شوند، از قرآن مدد می گیرند و می گویند: «کما نزل فی الفرقان»؟(4)

اگر اینها نشان بی هویتی و بی محتوایی نیست، پس چیست؟

پانوشت
1. اشراق خاوری، تلخیص تاریخ زرندی، ص 625.
2. از ظهور اسلام تا سقوط بغداد (تاریخ تحلیلی اسلام و ایران)، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی؛ حوزۀ هنری، 1379.
3. قرن بدیع، ص 260.
4. اقدس، ص 75؛ گنجینه حدود و احکام، ص 149.

منبع: پایگاه جامع شناخت بهائیت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی