پایگاه شناخت مدعیان دروغین مهدویت

فضایی آرام و علمی بر مبنای عقل و اندیشه برای شناخت جریانهای انحرافی و غلاتِ مدعی بابیت و مهدویت (شیخیه، بابیت، بهائیت و احمد الحسن)

پایگاه شناخت مدعیان دروغین مهدویت

فضایی آرام و علمی بر مبنای عقل و اندیشه برای شناخت جریانهای انحرافی و غلاتِ مدعی بابیت و مهدویت (شیخیه، بابیت، بهائیت و احمد الحسن)

آخرین نظرات

  • ۱۴ خرداد ۹۸، ۱۲:۱۴ - سید محسن جوانمردی
    تشکر ...

زبان و خط واحد جهانی بهائیت

پنجشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۴۹ ق.ظ

حسین علی نوری (بهاء الله) بر اثر تأثیرپذیری از حرف و حدیث های نظریه پردازان و متفکران دوران خود، ایده زبان و خط واحد جهانی را به نام خود زده، می نویسد: «یا لسانی بدیع و یک خط از خطوط اختیار نمایند و در مدارس عالم اطفال را به آن تعلیم دهند.»(1)

بهائیان تا مدتها این شعار را یکی از تعالیم سرکرده خود، یعنی حسین علی بهاء می دانستند؛ ولی کم کم که نظریه پردازان با بررسی های کارشناسانه معایب و آسیبهای این ایده را فهمیدند، از حرف خود بازگشتند؛ ولی این شعار همچنان در تعالیم بهائیت بود و امروز نیز می توان رد پای آن را در آثار بهائیت یافت؛ ولی دیگر به عنوان یک تعلیم الاهی و ایده خارق العاده و بدیع مطرح نمی شود.

جالب اینجاست که حسین علی نوری با آن هم ادعای نبوت و الوهیت، کمی فکر نکرد که چنین نظریه ای، هر چند که به ظاهر روشنفکرانه است و در میان جوامع پیشرفته مطرح است، ولی لزوماً نمی تواند خوب باشد؛ همچون بسیاری از نظریه ها و ایده هایی که امروزه در میان جوامع غربی مطرح است.

حسین علی نوری کمی دقت نکرد و نیندیشید که اگر بساط همه زبانها جمع شود و زبان واحد جهانی مطرح شود، کم کم با به دست فراموشی سپرده شدن زبانها محلی ملل و اقوام، ارتباط بشر با گذشته قطع خواهد شد. بسیاری از فرهنگ ها و آثار فرهنگی و ... نابود خواهد و ...

از همه این مباحث که بگذریم، چرا سران و رهبران بهائیت تاکنون برای تحقق دستور صریح سرکرده خود، یعنی حسین علی نوری (بها) قدمی برنداشتند و کاری نکردند؟

از سه حال خارج نیست: یا اینان شعار حسینعلی نوری درباره زبان و خط واحد جهانی را از اساس اشتباه، معیوب و آسیبزا می دانند که به این معناست که پیروان حسین علی نوری از او بهتر می فهمیدند. یا پیروان حسین علی نوری، آنچنان هم که باید و شاید از او حرف شنوی نداشته و مطیع او نبوده و او را واجب الطاعه نمی دانند، از این رو حرفهای او را به صورت گزینشی انجام می دهند و خود ایشان هستند که صلاحشان را تشخیص می دهند و یکی در میان به اوامر سرور خود ایمان دارند یا اینکه اصلا بحث منافع شخصی مطرح نیست، بلکه همگان به ناکارآمدی و بطلان این نظریه باور پیدا کرده و بر آن اجماع کرده اند؛ به گونه ای که بهائیت نیز ترجیح می دهد، نه تنها نسبت به آن مانور نمی دهد، بلکه آن را پنهان کرده و به فراموشی بسپارد،

بر اساس هر حالتی که انتخاب کنیم، بهائیت نمی تواند پیروان خود را به مسیر حق هدایت کند، زیرا یا سرکرده اش اشتباه می گوید که معلوم نیست، کدام آموزه اش در مسیر هدایت و کدامیک در مسیر ضلالت است یا پیروانش یکی در میان به حرف او گوش می دهند و همه اوامر او را درست و کارساز نمی دانند و چه بسا اوامر بسیاری را به تشخیص خود از آموزه های او کنار گذاشته یا تا کنون حذف کرده اند که در هر صورت هدف اصلی یعنی هدایت محقق نمی شود، چون یا رهبرش اشتباه می گوید و بیراهه نشان می دهد یا پیروانش از هدایت کامل او بی بهره اند یا اصلا این مسیر به ضلالت می رسد و هدایتی در کار نیست.

چه زود ناکارآمدی تعالیم بهائیت روشن است...

پانوشت
1. اشراقات، ص 78

مقالات مرتبط

1. تناقضات تعالیم بهائیت (9. وحدت لسان و خط برای عالمیان)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی